مفهوم شگفتی ساز، نخستین بار توسط جان پترسن در سال 1999 و در کتاب کاملا غیر منتظره مطرح شد؛ اگر چه پیش از آن و در اواخر دهه 60 میلادی شرکت شل آن را به کار برده بود، اما در آن زمان شگفتی سازها با نام های دیگری همچون سریع یا اختلالات شناخته می شدند و متدولوژی خاصی هم برای آن ها وجود نداشت. یک شگفتی ساز، رخدادی است با احتمال وقوع نسبتا کم ولی با اثرگذاری زیاد بر روی سیستم. به عنوان مثال جنگ های جهانی اول و دوم، ظهور رایانه و اینترنت جزو شگفتی سازها محسوب می شوند. راه های مختلفی برای شناسایی شگفتی سازها وجود دارد که از آن جمله می توان ذهن انگیزی، مصاحبه با خبرگان، نظرسنجی، قیاس تاریخی و تخیل علمی را نام برد. علایم ضعیف گاه هم معنی با شگفتی سازها در نظر گرفته می شوند، اما در واقع این علایم ضعیف هستند که به ما در شناسایی شگفتی سازها کمک می کنند. شگفتی سازها در ترکیب با روش سناریو نویسی بسیار مفید واقع می شوند و از آنجا که سناریونویسی رایج ترین روش پیش بینی آینده در آینده پژوهی به شمار می رود، فراگیری این روش برای محققان حوزه آینده پژوهی ضروری به نظر می رسد. از مهمترین مزایای این روش می توان به کمک برای غلبه بر نقاط کور ما از درک ما از آینده اشاره کرد ولی از آنجا که شگفتی سازها در نگاه اول عموما دور از ذهن و غیرمحتمل به نظر می رسند متقاعد کردن مخاطبین کار دشواری است.